خرید بک لینک
باد خزان آنـکه گلبرگ تو و چشم تو پرداخته است آه ، دانست که کار و من دل ساخته است نــوشخندی که سحر بــر لب آلاله شُکفت شعله در بــال و پـر فــاخته انداخته است یک دم اندیشهی این بال و پر بسته نکر

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

رقص برگ و باد گاه گاهــی لحظههــا در بهر چشمش رفتهام ای دریـغ از دل دگـر از بحر چشمش رفتهام از مـنِ گــم گشته در امواجش آثـــاری نبود دل دگر دل دل نـکُن! تــا قعر چشمش رفتهام مَردُم چشمش نـ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

صاعقه چشمِ شهلایِ تو رخدادِ پُر از حادثه بود آه از این صاعقه، فریادِ پُر از حادثه بود بیستون دانــــد و بیداد دو چشم شیرین تیشه سرشار ز فـــرهادِ پُر از حــاثه بود آن نهـــالی که خــدا کِشت ب

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

سفر خندهات را لحظهای درمــان دردم می کنی ؟ از بهارت یک سفر تـا برگ زردم می کنی؟ من پُـــر از آئینـــهام ،آئیـــنه آیا می شوی؟ گر که بوسیدم ترا، هر کار کردم می کنی ؟ برگ برگ افتــادهام در کوچــ

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

خبر! خبر! شاخـــهی رَز نهاده بر، شانـــهی جـویبار سر آب روان و آسمان، صــاف و نسیم رهــــگذر مهر مه است و می دمد، مه به میانه ماه من جـــام پیــاپیم بـــــده، تــــا بکشد سپیده سر چشم ستاره م

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

فصل پنجم فصل فصلت، ز قصّه لـبریز است از تـو هـر قصّهای دل انگیز است گیسوانت نسیـم صبـــــــح بهــــار چشمهایت، غــــروب پـائیز است در صــــدایت هــــوای تــــابستان خوش تر از کنـدوان تبریـز است

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

شاخه نرگس رفتم از یادش و یادش به دل افتاد و شُکفت غنچه زد بــاز گـُل خــاطره در یـاد و شکُفت دیــدی آن شاخـهی نرگس که به دستم دادی لای گلــدان غــزل، خـاطره گل داد و شکُفت بیستون دانــد و آن تیشه

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

انتظار بــا قـــرارش آمدیم و بـی قـــرارش مــی رویم داغ حسرت بر دلــم، بــا یـــادگارش مــی رویم صیـد دست آمـــوزِ چشمان سیاهش گشتهایـــم بی قفس بی رشته هر سو در کنارش می رویم بــرگ زرد خـــاطرا

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

بــــاد می آیـــد و من دل نــــگرانم، چـــه کـنم بـــــرگ پـــائیزم وُ در چنگ خـــزانم، چه کنم گاهــگاهی لبِ یک پنـــجره بـــر شانــــهی باد و گهـــی همسفرِ آبِ روانــــم ، چــــــه کنــــم گاه

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

شاخه نرگس رفتم از یادش و یادش به دل افتاد و شُکفت غنچه زد بــاز گـُل خــاطره در یـاد و شکُفت دیــدی آن شاخـهی نرگس که به دستم دادی لای گلــدان غــزل، خـاطره گل داد و شکُفت بیستون دانــد و آن تیشه

برچسب: نویسنده: آرتین قنبری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 13:18

صفحه بندی